روزنوشت
یکنواختی و روزمرگی واقعا شکنجه است . مخصوصا وقتی تو ایران زندگی می کنی که هیچ راه فرار سالم و منطقی برای این روزمرگی وجود نداره. خوشبختانه اینترنت هست و وقتی شروع می کنی به گشتن و خوندن مثلا بلاگ ها می بینی یک آدم با ذوق با تمام دغدغه ها و شادی هاش جلوت وایستاده. ولی زمانی که اینترنت جای تمام فعالیت هاتو می گیره ...اونوقت جای نگرانی هست ...به هر حال اینها از عوارض طبیعی بیکاری و کون گشادیه .... مخصوصا فکر کردن چون وقتی تو مجبوری زندگی خودت و چند نفر دیگه رو به سختی تامین کنی ... مشکلات سیاسی و اجتماعی و فلسفی مستقیما به هسته های مبارک دایورت می شه مشارکت در حل اونها که جای خود داره
بنده هم که فعلا پی یک موتیو می گردم که اگه بیست سال بعد امروز رو نگاه کردم احساس غبن نکنم
===================
پ .ن : دیروز در راه تشرف به دانشکده یه تعداد شهاب سنگ عظیم الجثه دیدم که بعد از تفکر بسیار متوجه شدم اینا رحمت الهیه که یخ زده و توسط رفتگر زحمتکش به این شکل جدا شده ...مکعب های با ارتفاع تقریبا 50 سانتی متر ... اگه این رحمت الهی همین جوری از آسمون می اومد به سرنوشت قوم لوط گرفتار می شدیم
بنده هم که فعلا پی یک موتیو می گردم که اگه بیست سال بعد امروز رو نگاه کردم احساس غبن نکنم
===================
پ .ن : دیروز در راه تشرف به دانشکده یه تعداد شهاب سنگ عظیم الجثه دیدم که بعد از تفکر بسیار متوجه شدم اینا رحمت الهیه که یخ زده و توسط رفتگر زحمتکش به این شکل جدا شده ...مکعب های با ارتفاع تقریبا 50 سانتی متر ... اگه این رحمت الهی همین جوری از آسمون می اومد به سرنوشت قوم لوط گرفتار می شدیم


0 Comments:
Post a Comment
Subscribe to Post Comments [Atom]
<< Home